آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

فرار از مهد کودک

از یک ماه پيش که خانمی به شدت باز سرماخورد و خانم دکتر گفت که بهتره مهد نره تا به امروز این خانم کوچولو به مهد نرفته اما نه به خاطر سرماخوردگی بلکه می گه مهد بده ، خانم معلم من رو زده و یا بچه ها من رو اذيت می کنند و هر وقت می گم آیلا به مهد باید بری گریه و زاری می کنه چنان اشک می ریزه که دل آدم کباب می شه بعد هم می گه می خوام پیش ماماما برم . چند تا مهد هم رفتیم دیدیم ولی هنوز نتونستیم تصمیم بگیریم و کار به جایی کشیده که دوست خاله حسنا هم کمک حال ما شده ...
18 دی 1392

آقا بابا جون خدا حافظ

آقا بابا جون مهربون  روزچهارشنبه  ١١/١٠/٩٢ بعد از تحمل ٢ سال بیماری سخت به رحمت خدا رفت .  روحش شاد  يادش گرامی   ( بابایی جون مهربون تسلیت)   پی نوشت : وقتی آیلایی رو بعد چند روز به خونه آقا بابا بردیم بعد از مدتی رفت دم در اتاق آقا بابا و سراغش رو گرفت که گفتم نیست وقتی شب به خونه برمی گشتیم دم در گفت چرا عکس آقا بابا رو هم به در خونشون زدند بابایی گفت آخه خونشون هست همین سوال رو دم در خودمون پرشید من هم از سر ناچاری گفتم نشون می ده که آقابابا ، پدر بابا بود .ولی این سوال که آقابابا کجاست ؟ چندین و چند بار از همه مخصوصا از من می پرسید به جز بابایی و بالاخره من گفتم چون کمرش خیلی در...
18 دی 1392

پیروز کوچولو

این آقا کوچولو پیروزخان ( نوه عمه مامان= بنده )دوست آیلا خانم  هست تو سفر دوروزه من به تهران به خونه مامان بزرگش ( عمه بنده ) اومده بود و من هم چند تا عکس اونهم خیلی یواشکی چون اجازه نمی داد انداختم .خیلی بامزه بود بعد از انداختن عکس عین آیلا گفت ببینم ببخشید کیفیت عکس صفر از بس تکون تکون می خورد این بلا ...
4 دی 1392
1